به رنگی که در آمدی
سفید - سیاه
خانه تا بن دندان به مرگ خودش.... کیش !!
از تیر تا کاپیتان بلک تا عاشق برزخم ... بر زخم ؟
زخم خرچنگ که نمک در بهشت می شورید
روی اعصابت فلج شده ا م .... باور کن!
از اذان تا اکس، خدا ئیش که روی هوا مانده
دستم از این گیرنده- گفتی چقدر راه است؟
دستگاه موردنظر حرف در آورده ...... هیس !!
( در بزرگداشت پدرم 80 سال بدنیا......نیامدم؟ )
آلرژی روی سلول های گیج...
( محشر کمی از قد من بالاتراست )
از این سرفه تا فیها خالدون ...
تاب ندارم ، سبیل عباسی می چرخانی!؟
ازمن که نیست تو می توانی ... نمی توانی
هوسم تا نه ماه آزگار کار ندارم- بردارد
( هواشناسی از دیدار توده ها حرف دارد!)
باران هنوز در اشک من می ریزد ... بریز
اشکم هنوز باران می خواهد
شب های زیادی تا این روز اول، تا به تا شب شدم
انگار نفس هایم به جای شما ببارد بهتر
بااین شب لنگه به لنگه
از یک قدمی همین جا که نشسته ام ...سرررر...
این بازی رنگم کرده ( توهم بیداد میکنه )
سیاه و سفیدم که می کنی؟
آها !
حالا به میل زمین به چرخ
آهان ................................ بهتر

******************************************************
عطر تند بهار نارنج
به بهانه ی سخنرانی احسان مهدیان در خانه ی هنرمندان تهران و نقد
مجموعه ی غزل های
آقای بهرام پرور
نگاهی که وی به این مجموعه داشتند را جهت اطلاع دوستان
علاقمند درج می نمایم .

