شاعر حرف!
جاده آغوش به زیر چادری که عرب نی انداخت – نیانداخت به نام پدر هنوز در سینما قدس روحش را میخ می کوبد – پسر! تو قدت از سرگذشت؟ سرگذشت خدا اکران بشود یا نه، روی دستم باد کرده! فوق العاده – فوق العاده تا خبر بعدی 4 عنوان خالیست: دوس / تت / دا / رم – دارم؟ نداشته هایم با عنوانی که نداری در! مبهوت پشت چشمی که نازکم می کرد – ناز / کم می کرد بابا پشت عینکت کور شدم ، اینطوری ... باران به وقت جاده خیس می بارد دختر با دستان شما یکدانه شده ؟- یکدنده! برای دکور بعدی پا روی دیوار، پشت به پشت کمرش نمانده ! این سفارت گوشش از نوشته های تو تاول بسته – این مرز پریدن ندارد شاعر ِ دستم هنوز در شعرت حرررررررف... در می آورد که صدا ندارم – خب ندارم ! 
| Design By : Night Melody |


